أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
592
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ابن ناصر بن معمر از علماى بزرگ نجد به حجاز رسيد . در آن وقت شريف غالب در جده بود . اين هيئت به جده رفته نامهء سعود در باره صلح را به اطلاع وى رساند . اين هيئت از او خواستند تا مردم را در مسجد عكاش در جده گردآورد . زمانى كه بزرگان و تجار و ديگر اهالى در آنجا اجتماع كردند ، نامهء امير سعود در تأمين بلاد و دعوت به توحيد و انهدام قبّهها و ديگر امور قرائت شد . سپس اين هيئت به درعيه بازگشت ، در حالى كه شيخُ الساده محمد بن محسن العطاس همراه آنان بود و نامهء شريف غالب و برخى از اهالى را به آنجا برد . « 1 » شريف غالب براى چندين ماه ، جهت سر و سامان دادن به امور در جده ماند و به اصلاح برخى از ديوارها پرداخته ، برجى در ساحل دريا بنا كرد تا بتواند بر امور كشتىها اشراف داشته باشد . سپس به مكه بازگشت و در 27 رجب سال 1221 دستور ساختن قلعهاى را روى كوه هندى دارد ، قلعهاى كه تا اين زمان به قلعة الهندى شهرت دارد . سپس بناى آن را در دهم رمضان تمام كرد و آن را از مردان و ذخائر مختلف انباشت . « 2 » كوه هندى ، بخشى از كوه قعيقعان است و در بخش شمالى مكه قرار دارد . « 3 » در شوال همان سال ، عبداللَّه بن سرور از تركيه برگشت و سپس به درعيه رفته با امير سعود ديدار كرد . همه در انتظار آن بودند تا سعود او را به جاى شريف غالب به امارت مكه بگمارد ، اما او چنين نكرد . گفته شده است كه او سه سال در نجد ماند و سپس به مكه بازگشت . غالب اجازهء ورود به مكه را به او نداد و وى در باديهاى در نزديكى طائف اقامت گزيد . در موسم سال 1221 بود كه بر حسب عادت ، محملها به سمت مكه حركت كردند . پيش از آن امير الحاج شامى نامه نوشته ، خبر آمدن خود و اين را كه در راه است داده بود . سعودىها به وى پاسخ داده ، آنان را از ورود به مكه منع كردند و او هم از ميانهء راه برگشت . اما محمل مصرى بدون خبر به مكه رسيد و سعودىها به آن حمله كرده ،
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ج 2 ، ص 5 ( در حاشيه الفتوحات ) . ( 2 ) . همان ، ص 7 . ( 3 ) . امروزه وسط مكه است .